.

پایگاه اطلاع رسانی دهستان تیل

.

پایگاه اطلاع رسانی دهستان تیل

آخرین نظرات

...پختن چغندر و سیب زمینی در آتش تنور حلاوتی دیگر به مجلس یلدا میداد و خوردن آن در شب چله سرمای آن شب را به فراموشی می سپرد.

یکی از برنامه های شب یلدا شاهنامه خوانی یا کوراوغلی یا مختارنامه بود که توسط بزرگ خاندان خوانده میشد و جنبه تعلیمی وتربیتی آن کم نظیر بود و جوانان را جسور و کاری می کرد و مشکلات پیش رو را در نظر آن خار می نمود.

وقتی همه میهمانان حاظر می شدند بزرگ طایفه بعد از احوالپرسی از همه و جویای حال غایبان احتمالی به باسواد حاطر در مجلس اجازه میداد موضوعی مرتبط با شب یلدا که خالی از نشاط هم نباشد انتخاب و شروع کند و به بقیه هم امر می کرد سکوت را رعایت نمایند. حدود یک ساعت از داستان های قهرمانی برای همه خوانده  وتعریف میشد. بعد از اتمام داستان خوانی هندوانه را در دیس می آوردند  و دم دست بزرگ خاندان قرار میدادند که او هم به تعداد حاظرین و اول از همه بین کودکان  به طور عادلانه تقسیم میکرد و البته یکی دونفر از جوانان هم اورا کمک میکردند.

بعداز تقسیم هندوانه نوبت به تقسیم آب انار به یا سیب می رسید که مانند قبل تقسیم میشد و بعد آن نوبت تقسیم تنقلات بود که با شادی تمام و تانیمه شب ادامه پیدا میکرد.

وقتی ساعت از نیمه می گذشت و هنگام رفتن میرسید تعدادی از جوانان باغیرت طایفه سالخوردگان را با فانوسی در دست برای رساندن به خانه همراهی میکردند و در این کار از یکدیگر پیشی می گرفتند.

شب چله در تیل همه انتظار باریدن برف را داشتند،  بزرگان خبر آمدن برف را به یکدیگر میدادند عجیب اینکه آن شب بعد از نیمه شب ریزش برف شروع میشد و همه خوشحال می شدند  و رحمت خدا را به چشم سر میدیدند که در چشم دل انتظار آنرا داشتند و از فردای آن شب بازی های زمستانی آغاز می شد،  بچه ها و جوانان از کرخی در می آمدند وگاه دیده میشد پیران زنده دل هم قاتی جوانان میشدند و نشاطی به بازی بچه ها میدادند وباعث خنده و تفریح دیگران میشدند.

شب چله شب آشتی کنان، شب رئوفت،  مهربانی و زدودن کینه ها از خاطر ها ، سیاهی را به روشنایی بدل کردن،  افق دید را وسعت بخشیدن و همه را به یکدیگر نزدیک کردن است و عاطفه ها را بین همه تقسیم نمودن و مهربانی را همگانی و جاری و ساری کردن است که همه افراد جامعه آرام زندگی کنند.

شب یلدا در تیل بزرگ خانواده در نهایت برای عروس و داماد های خود هدایایی ارسال می کردند و این سنت پسندیده همچنان در جامعه تیل پابرجاست .البته این هدایا یک روز قبل از یلدا فرستاده می شد و کوچکتر ها هم وظیفه خودرا میدانستند و برای دست بوسی خدمت بزرگترها می رسیدند و ادای دین می نمودند.

ناگفته نماند سهم پرندگان از درآمد خانواده فراموش شدنی نبود مخصوصا گنجشک ها و سایر پرندگان موحود در تیل، تا برف روی زمین بود در مکانی باز و ایمن برای آن ها دانه پاشی می کردند که گرسنه نمانند...

یلدای دگر آمد ما زنده شدیم / برقامت دلبرانه اندازه شدیم

 تقویم زمانه را به دست فردا / دادیم و بر آن دوباره شیرازه شدیم

یلدای دگر آمد و مازنده شدیم / از محر و محبتش چه آکنده شدیم

طولانی ترین شب حیاطم طی شد / از اول دی راهی آینده شدیم (شیدا)

برگرفته از کتاب "تیل در تاریخ ایران" نوشته عباس انزابی -  با ویرایش و اضافات سایت

انتشار مطلب با ذکر منبع و درج لینک( www.til238.ir) بلامانع است.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی