.

پایگاه اطلاع رسانی دهستان تیل

.

پایگاه اطلاع رسانی دهستان تیل

آخرین نظرات

یلدا با چله روز سی ام آذر ماه و شب اول دی ماه آغاز می شود که از نیمه شب به بعد جزء اول دی محسوب می شود و (غورس) آی تمام می شود و دی آغاز میشود و مردم منتظر باریدن برف می شوند که حال و هوای طبیعت را دگرگون کرده وسفید پوش گرداند و زیبایی آن را دوچندان کند.

اهالی تیل با اشتیاق تمام چند روز مانده به شب چله خودشان را آماده برپایی جشن میکردند و درخانه بزرگ طایفه نسبت به بقیه خانه ها تکاپوی بیشتری دیده می شد و همه درآن خانه جمع میشدند  وتمام لوازم مورد نیاز را به کمک هم گردآوری و مهیا می ساختند. جوانان و دختر و پسران نامزد بیش از دیگران علاقه نشان می دادند زیرا خود آنان لذت بیشتری از آن میبردند. وبه نوعی جشن یلدا یک جشن پایان پاییز وآغاز زمستان بود...

اهالی خانه پس از جمع آوری لوازم مورد نیاز اقدام به چیدن آنها می کردند که ذیلا ذکر میگردد.

کرسی جزء لاینفک زندگی آن روزگاران بود و جزء جهاز عروس هم محسوب میشد و هنوز هم در برخی خانه های تیل موجود است.

 مجمعی یا مجموعه، سینی مدور و بزرگی بود که تمام روی کرسی را میگرفت و مخصوص بزرگ طایفه بود  و جهل نفر و بیش تر از آن را جواب میداد ودرخانه بقیه مردم پیدا نمیشد و اگر هم بود کوچک تر بود. این گونه جشن ها در خانه بزرگ طایفه برگزار می شد و این خانه چهل پنجاه نفر را در خود جای میداد و همه دلخوشی خانواده ها این بود که "چله گئجه سی" خانه پدربزرگ میرویم یا اگر ایشان در قید حیات نبودند به خانه فرزند بزرگ و ذکور خانواده منتقل میشد و مخارج آن برعهده جانشین همان پدربزرگ بود که عمر خود را درآن خانه به پایان برده بود.


"تنقلات شب چله"

در آن سینی توصیف شده تنقلات و تولید جمعی خانواده پر میشد و به ترتیب درآن چیده میشد. اول از همه سنجد به اندازه کافی، دوم برگه زرد آلو و زردآلو خشکه، سوم مغز هسته زرد آلو یا هسته آن،  چهارم مغز بادام یا بادام کاغذی،  پنجم گردو یا مغز گردو، ششم سبزه یا کشمش که خودشان خشک میکردند و هفتم انار یا به که از میوه های زمستانی و ماندگار تاعید نوروز باستانی اند که عید عمومی و ملی است و جمعا هفت نوع میوه وتنقلات برای پذیرایی آماده میشد.

بعد از مرتب کردن سینی درب اتاق بسته میشد که بچه ها فضولی نکنند و دست به چیزی نزنند تا ورود بزرگ خانواده و ریش سفیدان طایفه که دور کرسی جایگیر میشدند و زنان گیس سفید کرده در ردیف دوم می نشستند و بقیه افراد خانواده هم جای خود را می شناختنتد و دور تادور خانه را به ترتیب سن پر میکردند.


در روزگاران قدیم تیل هندوانه در تمام خانواده های یافت نمی شد و به برای آن تحفه میدادند و یک روز قبل از یلدا برای افراد مورد نظر برده میشد .

در شب یلدا ظرف های مخصوصی را در قسمتی  از حیاط می گذارند تا آب باران آذر ماه در آن جمع شود وآن را آب نسیان می نامند و مقداری از آن ار درکوزه ای ریخته و نگه داری می کنند. بعد از عید هنگام باز شدن شکوفه ها بر درختان انگور و سایر میوه های باغات می پاشیدند که باعث وفور نعمت گردد و از خدا خواهان ازدیاد نعمت و غلات سال بعد میشدند.

برای تنوع و خوشایندی کودکان و نوجوانان و همچنین دختران و پسران مقداری گندم یا ماش و غیره را برشته کرده و درجیب آنان می ریختند و تخمه های کدو، هندوانه  وآفتابگردان و بعضا تخم خربزه را هم بو میدادند، برشته می کردند و میکوبیدند ودرکوفته میزدند که خوشمزگی آن رانمیتوان توصیف کرد زیرا طعم بی نظیری داشت که هرگز فراموش نشده است.......ادامه دارد....

برگرفته از کتاب "تیل در تاریخ ایران" -  با ویرایش و اضافات سایت

انتشار مطلب با ذکر منبع و درج لینک( www.til238.ir) بلامانع است.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی